بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
اساسا اهمیت اربعین در آن است كه در این روز، با تدبیر الهی خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله)، یاد نهضت حسینی برای همیشه جاودانه شد و این كار پایهگذاری گردید. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلی، در حوادث گوناگون ـ از قبیل شهادت حسین بن علی(علیهماالسلام) در عاشورا ـ به حفظ یاد و آثار شهادت كمر نبندند، نسلهای بعد، از دستاورد شهادت استفادهی زیادی نخواهند برد.
متن زیر بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در بین اقشار مختلف مردم در
سالهای مختلف به مناسبت اربعین حسینی است . حضرت آیة الله خامنهای در این
گفتار به تبیین مأموریت مهم خاندان سیدالشهدا (علیهالسلام) پس از واقعه
عاشورا پرداخته و تأکید میکنند مهمترین درس اربعین، زنده نگهداشتن یاد و
حقیقت شهادت است.
یاد حقیقت و خاطرهى شهادت
به همان اندازه
كه مجاهدت حسینبنعلى(علیهماالسلا م) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با
موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نیز مجاهدت
زینب(علیهاالسلام) و مجاهدت امام سجاد(علیهالسلام) و بقیهى بزرگواران،
دشوار بود. البته صحنهی آنها، صحنهى نظامى نبود؛ بلكه تبلیغى و فرهنگى
بود. ما به این نكتهها باید توجه كنیم. درسى كه اربعین به ما مىدهد، این
است كه باید یاد حقیقت و خاطرهى شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن
زنده نگهداشت. شما ببینید از اول انقلاب تا امروز، تبلیغات علیه انقلاب و
امام و اسلام و این ملت، چه قدر پرحجم بوده است. چه تبلیغات و طوفانى كه
علیه جنگ به راه نیفتاد جنگى كه دفاع و حراست از اسلام و میهن و حیثیت و
شرف مردم بود. ببینید دشمنان علیه شهداى عزیزى كه جانشان - یعنى بزرگترین
سرمایهشان - را برداشتند و رفتند در راه خدا نثار نمودند، چه كردند و
مستقیم و غیرمستقیم، با رادیوها و روزنامهها و مجلهها و كتابهایى كه
منتشر مىكردند، در ذهن آدمهاى سادهلوح در همه جاى دنیا، چه تلقینى
توانستند بكنند. اگر در مقابل این تبلیغات، تبلیغات حق نبود و نباشد و اگر
آگاهى ملت ایران و گویندگان و نویسندگان و هنرمندان، در خدمت حقیقتى كه در
این كشور وجود دارد، قرار نگیرد، دشمن در میدان تبلیغات غالب خواهد شد.
میدان تبلیغات، میدان بسیار عظیم و خطرناكى است. (29/6/68)
اهمیت اربعین
-
اساسا اهمیت اربعین در آن است كه در این روز، با تدبیر الهی
خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله)، یاد نهضت حسینی برای همیشه
جاودانه شد و این كار پایهگذاری گردید. اگر بازماندگان شهدا و
صاحبان اصلی، در حوادث گوناگون ـ از قبیل شهادت حسین بن
علی(علیهماالسلام) در عاشورا ـ به حفظ یاد و آثار شهادت كمر نبندند،
نسلهای بعد، از دستاورد شهادت استفادهی زیادی نخواهند برد.(29/6/68)
- درست است كه خدای متعال، شهدا را در همین دنیا هم زنده
نگه میدارد و شهید به طور قهری در تاریخ و یاد مردم ماندگار است؛
اما ابزار طبیعییی كه خدای متعال برای این كار ـ مثل همهی كارها
ـ قرار داده است، همین چیزی است كه در اختیار و ارادهی ماست. ما
هستیم كه با تصمیم درست و بجا، میتوانیم یاد شهدا و خاطره و
فلسفهی شهادت را احیا كنیم و زنده نگهداریم. (29/6/68)
اساسا
اهمیت اربعین در آن است كه در این روز، با تدبیر الهی خاندان
پیامبر(صلی الله علیه و آله)، یاد نهضت حسینی برای همیشه جاودانه شد
و این كار پایهگذاری گردید.
نقش امام سجاد و حضرت زینب(علیهماالسلام)
-
اگر زینب كبری(سلاماللهعلیها) و امام سجاد(صلواتاللهعلیه) در طول
آن روزهای اسارت - چه در همان عصر عاشورا در كربلا و چه در روزهای
بعد در راه شام و كوفه و خود شهر شام و بعد از آن در زیارت كربلا و
بعد عزیمت به مدینه و سپس در طول سالهای متمادی كه این
بزرگواران زنده ماندند ـ مجاهدات و تبیین و افشاگری نكرده بودند و
حقیقت فلسفهی عاشورا و هدف حسین بن علی و ظلم دشمن را بیان
نمیكردند، واقعهی عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقی
نمیماند. (29/6/68)
- چرا امام صادق(علیه الصلاه والسلام)
ـ طبق روایت ـ فرمودند كه هر كس یك بیت شعر درباره حادثه عاشورا
بگوید و كسانی را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب
خواهد كرد؟ چون تمام دستگاههای تبلیغاتی، برای منزوی كردن و در
ظلمت نگهداشتن مسألهی عاشورا و كلاً مسئله اهلبیت، تجهیز شده
بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود. تبلیغ، اینگونه
است. آن روزها هم مثل امروز، قدرتهای ظالم و ستمگر، حداكثر
استفاده را از تبلیغات دروغ و مغرضانه و شیطنتآمیز میكردند. در
چنین فضایی، مگر ممكن بود قضیهی عاشورا ـ كه با این عظمت در
بیابانی در گوشهیی از دنیای اسلام اتفاق افتاده ـ با این تپش و
نشاط باقی بماند؟ یقینا بدون آن تلاشها، از بین میرفت. (29/6/68)
تلاش بازماندگان امام حسین(علیهالسلام)
-
آنچه این یاد را زنده كرد، تلاش بازماندگان حسین بن
علی(علیهالسلام) بود. به همان اندازه كه مجاهدت حسین بن علی
(علیهالسلام) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد
داشت و سخت بود، به همان اندازه نیز مجاهدت زینب(علیهاالسلام) و
مجاهدت امام سجاد(علیهالسلام) و بقیهی بزرگواران، دشوار بود.
البته صحنه آنها، صحنهی نظامی نبود؛ بلكه تبلیغی و فرهنگی بود. ما
به این نكتهها باید توجه كنیم. (29/6/68)
تبلیغات دستگاه جبار یزید
-
دستگاه ظالم جبار یزیدی با تبلیغات خود، حسین بن
علی(علیهماالسلام) را محكوم میساخت و وانمود میكرد كه
حسینبنعلی(علیهماالس٠ ?ام) كسی بود كه بر ضد دستگاه عدل و حكومت
اسلامی و برای دنیا قیام كرده است! بعضی هم، این تبلیغات دروغ
را باور میكردند. بعد هم كه حسینبنعلی(علیهالسلا٠ ?)، با آن وضع
عجیب و با آن شكل فجیع، به وسیلهی دژخیمان در صحرای كربلا به
شهادت رسید، آن را یك غلبه و فتح وانمود میكردند! اما تبلیغات
صحیح دستگاه امامت، تمام این بافتهها را عوض كرد. حق، اینگونه
است. (29/6/68)
یا حسین، یا حسین، یا حسین!
در روز اربعین
هم، بعد از آن روزهاى تلخ و آن شهادت عجیب، اولین زائران
اباعبداللهالحسین (علیهالسلام) بر سر قبر امامِ معصومِ شهید جمع شدند.
از جمله كسانى كه آن روز آمدند، یكى «جابر بن عبدالله انصارى» است و یكى
«عطیة بن سعد عوفى» كه او هم از اصحاب امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است.
جابر بن عبدالله از صحابه پیامبر و از اصحاب جنگ بدر است؛ آن روز هم
علىالظّاهر مرد مسنّى بوده است؛ شاید حداقل شصت، هفتاد سال از سن او -
بلكه بیشتر - مىگذشته است. اگر در جنگ بدر بوده، پس لابد قاعدتاً در آن
وقت باید بیش از هفتاد سال سن داشته باشد؛ لیكن «عطیه» از اصحاب
امیرالمؤمنین(علیهالسلام) است.
او آن وقت جوانتر بوده؛ چون تا
زمان امام باقر هم «عطیة بن سعد عوفى» علىالظّاهر زندگى كرده است. «عطیه»
مىگوید: وقتى به آنجا رسیدیم، خواستیم به طرف قبر برویم، اما این پیرمرد
گفت اول دم شطّ فرات برویم و غسل كنیم. در شطّ فرات غسل كرد، سپس قطیفهاى
به كمر پیچید و قطیفهاى هم بر دوش انداخت؛ مثل كسى كه مىخواهد خانهى
خدا را طواف و زیارت كند، به طرف قبر امام حسین(علیهالسلام) رفت. ظاهراً
او نابینا هم بوده است. مىگوید با هم رفتیم، تا نزدیك قبر امام
حسین(علیهالسلام) رسیدیم. وقتى كه قبر را لمس كرد و شناخت، احساساتش به
جوش آمد. این پیرمرد كه لابد حسینبنعلى(علیهالسلام) را بارها در آغوش
پیامبر دیده بود، با صداى بلند سه مرتبه صدا زد: یا حسین، یا حسین، یا
حسین!
هر كس یك بیت شعر درباره حادثه عاشورا بگوید و كسانی
را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد كرد؟ چون
تمام دستگاههای تبلیغاتی، برای منزوی كردن و در ظلمت نگهداشتن
مسألهی عاشورا و كلاً مسئله اهلبیت، تجهیز شده بودند تا نگذارند
مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود.
واقعهى جوشان، زنده و مشتعل عاشورا
اساساً
اهمیت اربعین در آن است كه در این روز، با تدبیر الهى خاندان پیامبر(صلی
الله علیه و آله)، یاد نهضت حسینى براى همیشه جاودانه شد و این كار
پایهگذارى گردید. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلى، در حوادث گوناگون -
از قبیل شهادت حسینبنعلى(علیهالسلام) در عاشورا - به حفظ یاد و آثار
شهادت كمر نبندند، نسلهاى بعد، از دستاورد شهادت استفاده زیادى نخواهند
برد... اگر زینب كبرى (سلاماللهعلیها) و امام سجّاد(صلواتاللهعلیه)
در طول آن روزهاى اسارت - چه در همان عصر عاشورا در كربلا و چه در روزهاى
بعد در راه شام و كوفه و خود شهر شام و بعد از آن در زیارت كربلا و بعد
عزیمت به مدینه و سپس در طول سالهاى متمادى كه این بزرگواران زنده ماندند
- مجاهدات و تبیین و افشاگرى نكرده بودند و حقیقت فلسفهى عاشورا و هدف
حسینبنعلى و ظلم دشمن را بیان نمىكردند، واقعهى عاشورا تا امروز،
جوشان و زنده و مشتعل باقى نمىماند. (خطبههاى نماز جمعه تهران 14/3/78)
اولین شكوفههاى عاشورایى
اربعین
هم خود یك فروردین دیگر است. اولین شكوفههاى عاشورایى در اربعین شكفته
شد. اولین جوششهاى چشمهى جوشان محبت حسینى - كه شطّ همیشه جارى زیارت را
در طول این قرنها به راه انداخته است - در اربعین پدید آمد. مغناطیس
پُرجاذبهى حسینى، اولین دلها را در اربعین به سوى خود جذب كرد؛ رفتن
جابر بن عبدالله و عطیّه به زیارت امام حسین(علیهالسلام) در روز اربعین،
سرآغاز حركت پُربركتى بود كه در طول قرنها تا امروز، پیوسته و پىدرپى
این حركت پُرشكوهتر، پُرجاذبهتر و پُرشورتر شده است و نام و یاد عاشورا
را روز به روز در دنیا زندهتر كرده است.
(پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب 1/1/85)
پیراهنی برای پیغمبر بخرد . رفت و پیراهنی به دوازده در هم خرید و آورد
. رسول اكرم پرسید :
" این را به چه مبلغ خریدی ؟ "
- " به دوازده درهم " .
- " این را چندان دوست ندارم ، پیراهنی ارزانتر از این میخواهم ، آیا
فروشنده حاضر است پس بگیرد ؟ "
- " نمی دانم یا رسول الله " .
- " برو ببین حاضر میشود پس بگیرد ؟ "
علی پیراهن را با خود برداشت و به بازار برگشت . به فروشنده فرمود :- " پیغمبر خدا ، پیراهنی ارزانتر از این میخواهد ، آیا حاضری پول ما
را بدهی و این پیراهن را پس بگیری ؟ "
فروشنده قبول كرد و علی پول را گرفت و نزد پیغمبر آورد . آنگاه رسول
اكرم و علی با هم به طرف بازار راه افتادند ، در بین راه چشم پیغمبر به
كنیزكی افتاد كه گریه میكرد . پیغمبر نزدیك رفت و از كنیزك پرسید :
" چرا گریه میكنی ؟ "
- " اهل خانه به من چهار درهم دادند و مرا برای خرید به بازار
فرستادند ، نمیدانم چطور شد پولها گم شد . اكنون جرئت نمیكنم به خانه
برگردم " .
رسول اكرم چهار درهم از آن دوازده درهم را به كنیزك داد و فرمود : -
" هر چه میخواستی بخری ، بخر ، و به خانه برگرد " . و خودش به طرف
بازار رفت و جامهای به چهار درهم خرید و پوشید .
در مراجعت برهنهای را دید ، جامه را از تن كند و به او داد . دو مرتبه
به بازار رفت وجامهای دیگر به چهارده درهم خرید و پوشید و به طرف خانه راه افتاد .
در بین راه باز همان كنیزك را دید كه حیران و نگران و اندوهناك نشسته
است ، فرمود :
- " چرا به خانه نرفتی ؟ "
- " یا رسول الله خیلی دیر شده میترسم مرا بزنند كه چرا این قدر دیر
كردی " .
- " بیا با هم برویم ، خانه تان را به من نشان بده ، من وساطت میكنم
كه مزاحم تو نشوند " .
رسول اكرم به اتفاق كنیزك راه افتاد . همینكه به پشت در خانه رسیدند
كنیزك گفت : " همین خانه است " رسول اكرم از پشت در با آواز بلند
گفت :
" ای اهل خانه سلام علیكم " .
جوابی شنیده نشد . بار دوم سلام كرد ، جوابی نیامد . سومین بار سلام كرد
، جواب دادند . " السلام علیك یا رسول الله و رحمه الله و بركاته " .
- " چرا اول جواب ندادید ؟ آیا آواز مرا نمیشنیدید ؟ "
" چرا همان اول شنیدیم و تشخیص دادیم كه شمائید . "
- " پس علت تأخیر چه بود ؟ "
- " یا رسول الله خوشمان میآمد سلام شما را مكرر بشنویم ، سلام شما برای
خانه ما فیض و بركت و سلامت است " .
- " این كنیزك شما دیر كرده ، من اینجا آمدم از شما خواهش كنم او را
مؤاخذه نكنید " .
- " یا رسول الله به خاطر مقدم گرامی شما ، این كنیز از همین ساعت
آزاد است .
" پیامبر گفت : " خدا را شكر ، چه دوازده درهم پر بركتی بود ، دو
برهنه را پوشانید و یك برده را آزاد كرد " ( 1 ) .
پاورقی :
. 1 بحارالانوار ، جلد 6 ، باب - " مكارم اخلاقه و سیره و سننه " .
خانه آن حضرت مهمان بود ، اما او یك مهمان عادی نبود . چیزی در دل
داشت كه ابتدا اظهار نمیكرد . حقیقت این بود كه این مرد ، اختلاف
دعوایی با شخص دیگری داشت ، و منتظر بود طرف حاضر شود ، و دعوا در
محضر علی ( ع ) طرح گردد . تا روزی كه خودش پرده برداشت و موضوع اختلاف
و محاكمه را عنوان كرد .
علی فرمود :
- " پس تو فعلا طرف دعوا هستی ؟ "
- " بلی یا امیرالمؤمنین " .
- " خیلی معذرت میخواهم ، از امروز دیگر
نمیتوانم از تو ، به عنوان مهمان ، پذیرایی كنم ، زیرا پیغمبر اكرم
فرموده است :
" هرگاه دعوایی نزد قاضی مطرح است ، قاضی حق ندارد یكی از متخاصمین
را ضیافت كند ، مگر آنكه هر دو طرف با هم در مهمانی حاضر باشند " ( 1
) .
پاورقی :
. 1 وسائل ، جلد 3 ، صفحه . 395
منبع:http://talayedar1.mihanblog.com/ طلایه دار1
رسانه"؛ این واژه شاید در ابتدا ساده
به نظر برسد و عمقی از آن برداشت نشود و یا نهایتا چند عبارت رایج و
کلیشهای درباره آن به اذهان عمومی متبادر شود اما بررسی تحولاتی که در
دهههای اخیر در جهان صورت گرفته، نقش بیبدیل رسانه بر مهمترین و
تاثیرگذارترین حوادث جهانی را مشخص میکند.
در جریان حوادث سال
گذشته در ایران هم همگان اذعان کردند که رسانهها نقش اساسی را در آن
حوادث ایفا کردند؛ چه مسئولان و اکثریت مردم که این رویکرد و هجمه ناگهانی
رسانهای را به "جنگ نرم" در راستای یک کودتای مخملی تعبیر کردند و چه
جریان ضدانقلاب که نهایت استفاده را از رسانههای ماهوارهای و اینترنتی
برای بقای خود و ادامه حیات انجام داد.
در همین راستا، یکی از
رویکردهای اصلی رسانههای مخالف جمهوری اسلامی ایران برای تحریک و تهییج
حامیان جریان ضدانقلاب، استفاده از عواطف و احساسات انسانی برای تحت تاثیر
قرار دادن این افراد بود.
البته از آنجایی که هوشمندی ماموران
انتظامی و مسئولان امنیتی کشور اجازه خلق چنین فرصتهایی را به این جریان
نداد، این رسانهها مجبور شدند تا به قوه تخیل استثنایی خود رجوع کنند و
دست به خلق داستانهای متاثرکننده بزنند؛ موضوعی که در ماجرای "عاطفه
امام" نمود اصلی خود را نشان داد و تلاش شد تا با ذکر جرئیات ربایش یک
دختر جوان و معصوم نظیر "چادر از سرش کشیدند و گفتند که تو لیاقت چادر
نداری"، مخاطبان تحت تاثیر قرار بگیرند و آماده حضور در اغتشاشات خیابانی
شوند.
ماجراهای "ترانه موسوی" و "سعید پورآقایی" هم اگرچه بعدا
دروغ بودن آنها مشخص شد ولی در ابتدای انتشار اخبار مربوط به آنها، یک
فضای احساسی شدید را در میان حامیان جریان مخالف ایران ایجاد کرد که زمینه
را برای دامن زدن به اغتشاشات خیابانی فراهم کرد که نهایتا منجر به حوادث
ناگوار و فراموش نشدنی هتک حرمت مقدسات دینی و اسلامی شد.
با این
حال، پس از راهپیمایی گسترده و میلیونی مردم در روز 9 دی و همچنین مشخص
شدن دروغین بودن بسیاری از این داستانهای سوزناک برای مردم، اینگونه
اقدامات رفته رفته میزان تاثیرگذاری خود را از دست دادند؛ تا جایی که در
ماههای اخیر در فضای اینترنت شاهد بودیم که اینگونه موضوعات نه تنها با
اعتنا روبرو نمیشد بلکه تمسخر کاربران اینترنت را هم به همراه داشت.
به
همین دلیل است که در روزهای اخیر، این رویکرد رسانههای مخالف جمهوری
اسلامی ایران وارد فاز جدیدی شده و مدیران این سایتها دست به طراحی یک
سناریوی جدید برای تاثیرگذاری احساسی بر کاربران اینترنت زدهاند؛
سناریویی که در آن از یک دختربچه 7 ساله برای پیشبرد اهداف سیاسی یکی طیف
خاص سوءاستفاده شده است.
طبق این پروژه رسانهای، فیلمی کوتاه از
یک دختربچه 7 ساله تحت عنوان "دختر یک زندانی سیاسی در ایران" در سایت
یوتیوب منتشر و به سرعت در سایتهای وابسته به جریان ضدانقلاب بازنشر شده
است.
در این فیلم، این دختر خردسال با لحنی کودکانه و معصومانه ولی
برنامهریزی شده که گویا از روی یک نوشته از پیش تعیین شده مشغول خواندن و
بیان مونولوگ است، مطالب مطرح شده در سایتهای ضدانقلاب درباره برخورد
نیروهای انتظامی ایران با آشوبگران سال گذشته را بیان میکند تا بدینوسیله
مخاطبان را تحت تاثیر قرار بدهد.
در این فیلم همچنین از اجبار
دختربچههای خردسال برای پوشیدن چادرمشکی در مهدکودک و لزوم گریههای شدید
دختربچهها برای عزای امام حسین (ع) در مدارس سخن گفته میشود؛ مسالهای
که نگاهی کوتاه به وضعیت فعلی مدارس و مهدهای کودک دخترانه در ایران
میتواند میزان صحت آن را مشخص کند.
در پایان این فیلم کوتاه هم
این کودک 7 ساله در نقش یک رهبر مبارزاتی ظاهر میشود و با اشاره به
انفعال و کرختی جریان اغتشاش در یک سال گذشته، درحالی که اشک میریزد از
مردم میخواهد که تا سرنگونی جمهوری اسلامی ایران دست از آشوب و حضور در
خیابانها برندارند!
فعالان سیاسی معتقدند انتشار گسترده این فیلم
در ایام محرم و سالگرد حوادث عاشورای 88 نوعی برنامهریزی و آخرین تلاش
جریان ضدانقلاب برای احیای مجدد جریان اغتشاشات خیابانی است؛ موضوعی که با
توجه به آغاز شدن طرح هدفمند کردن یارانهها به یکی از اهداف اصلی و محوری
این جریان تبدیل شده است تا با ایجاد اختلال در این طرح ملی، زمینه برای
استفاده برخی جریانات سیاسی خاص فراهم شود
منبع:http://talayedar1.mihanblog.com/ طلایه دار1
10 شهید انرژی هسته ای كه از اول انقلاب اسلامی تا كنون توسط سرویسهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و سازمان سیا به شهادت رسیده اند نمونه كوچكی از تلاش دشمنان این مرز و بوم برای حذف فیزیكی دانشمندان هسته ای است .شهید پرویز منشادی در سال 1357 ، شهید سید علی موسوی ، شهید رمضان رستمی ، شهید پرویز احمدی ، شهید عنایت الله امینی ، شهید علی اصغر حسین زاده احمدی ، شهید محمد علی مهدوی ، شهید سید احمد طیب زاده دزفولی ، شهید محمود علیمحمدی و شهید مجید شهریاری . . .
رسانه"؛ این واژه شاید در ابتدا ساده به نظر برسد و عمقی از آن برداشت نشود و یا نهایتا چند عبارت رایج و کلیشهای درباره آن به اذهان عمومی متبادر شود اما بررسی تحولاتی که در دهههای اخیر در جهان صورت گرفته، نقش بیبدیل رسانه بر مهمترین و تاثیرگذارترین حوادث جهانی را مشخص میکند.
در جریان حوادث سال گذشته در ایران هم همگان اذعان کردند که رسانهها نقش اساسی را در آن حوادث ایفا کردند؛ چه مسئولان و اکثریت مردم که این رویکرد و هجمه ناگهانی رسانهای را به "جنگ نرم" در راستای یک کودتای مخملی تعبیر کردند و چه جریان ضدانقلاب که نهایت استفاده را از رسانههای ماهوارهای و اینترنتی برای بقای خود و ادامه حیات انجام داد.
در همین راستا، یکی از رویکردهای اصلی رسانههای مخالف جمهوری اسلامی ایران برای تحریک و تهییج حامیان جریان ضدانقلاب، استفاده از عواطف و احساسات انسانی برای تحت تاثیر قرار دادن این افراد بود.
البته از آنجایی که هوشمندی ماموران انتظامی و مسئولان امنیتی کشور اجازه خلق چنین فرصتهایی را به این جریان نداد، این رسانهها مجبور شدند تا به قوه تخیل استثنایی خود رجوع کنند و دست به خلق داستانهای متاثرکننده بزنند؛ موضوعی که در ماجرای "عاطفه امام" نمود اصلی خود را نشان داد و تلاش شد تا با ذکر جرئیات ربایش یک دختر جوان و معصوم نظیر "چادر از سرش کشیدند و گفتند که تو لیاقت چادر نداری"، مخاطبان تحت تاثیر قرار بگیرند و آماده حضور در اغتشاشات خیابانی شوند.
ماجراهای "ترانه موسوی" و "سعید پورآقایی" هم اگرچه بعدا دروغ بودن آنها مشخص شد ولی در ابتدای انتشار اخبار مربوط به آنها، یک فضای احساسی شدید را در میان حامیان جریان مخالف ایران ایجاد کرد که زمینه را برای دامن زدن به اغتشاشات خیابانی فراهم کرد که نهایتا منجر به حوادث ناگوار و فراموش نشدنی هتک حرمت مقدسات دینی و اسلامی شد.
با این حال، پس از راهپیمایی گسترده و میلیونی مردم در روز 9 دی و همچنین مشخص شدن دروغین بودن بسیاری از این داستانهای سوزناک برای مردم، اینگونه اقدامات رفته رفته میزان تاثیرگذاری خود را از دست دادند؛ تا جایی که در ماههای اخیر در فضای اینترنت شاهد بودیم که اینگونه موضوعات نه تنها با اعتنا روبرو نمیشد بلکه تمسخر کاربران اینترنت را هم به همراه داشت.
به همین دلیل است که در روزهای اخیر، این رویکرد رسانههای مخالف جمهوری اسلامی ایران وارد فاز جدیدی شده و مدیران این سایتها دست به طراحی یک سناریوی جدید برای تاثیرگذاری احساسی بر کاربران اینترنت زدهاند؛ سناریویی که در آن از یک دختربچه 7 ساله برای پیشبرد اهداف سیاسی یکی طیف خاص سوءاستفاده شده است.
طبق این پروژه رسانهای، فیلمی کوتاه از یک دختربچه 7 ساله تحت عنوان "دختر یک زندانی سیاسی در ایران" در سایت یوتیوب منتشر و به سرعت در سایتهای وابسته به جریان ضدانقلاب بازنشر شده است.
در این فیلم، این دختر خردسال با لحنی کودکانه و معصومانه ولی برنامهریزی شده که گویا از روی یک نوشته از پیش تعیین شده مشغول خواندن و بیان مونولوگ است، مطالب مطرح شده در سایتهای ضدانقلاب درباره برخورد نیروهای انتظامی ایران با آشوبگران سال گذشته را بیان میکند تا بدینوسیله مخاطبان را تحت تاثیر قرار بدهد.
در این فیلم همچنین از اجبار دختربچههای خردسال برای پوشیدن چادرمشکی در مهدکودک و لزوم گریههای شدید دختربچهها برای عزای امام حسین (ع) در مدارس سخن گفته میشود؛ مسالهای که نگاهی کوتاه به وضعیت فعلی مدارس و مهدهای کودک دخترانه در ایران میتواند میزان صحت آن را مشخص کند.
در پایان این فیلم کوتاه هم این کودک 7 ساله در نقش یک رهبر مبارزاتی ظاهر میشود و با اشاره به انفعال و کرختی جریان اغتشاش در یک سال گذشته، درحالی که اشک میریزد از مردم میخواهد که تا سرنگونی جمهوری اسلامی ایران دست از آشوب و حضور در خیابانها برندارند!
فعالان سیاسی معتقدند انتشار گسترده این فیلم در ایام محرم و سالگرد حوادث عاشورای 88 نوعی برنامهریزی و آخرین تلاش جریان ضدانقلاب برای احیای مجدد جریان اغتشاشات خیابانی است؛ موضوعی که با توجه به آغاز شدن طرح هدفمند کردن یارانهها به یکی از اهداف اصلی و محوری این جریان تبدیل شده است تا با ایجاد اختلال در این طرح ملی، زمینه برای استفاده برخی جریانات سیاسی خاص فراهم شود
منبع:http://talayedar1.mihanblog.com/ طلایه دار1
خانه آن حضرت مهمان بود ، اما او یك مهمان عادی نبود . چیزی در دل
داشت كه ابتدا اظهار نمیكرد . حقیقت این بود كه این مرد ، اختلاف
دعوایی با شخص دیگری داشت ، و منتظر بود طرف حاضر شود ، و دعوا در
محضر علی ( ع ) طرح گردد . تا روزی كه خودش پرده برداشت و موضوع اختلاف
و محاكمه را عنوان كرد .
علی فرمود :
- " پس تو فعلا طرف دعوا هستی ؟ "
- " بلی یا امیرالمؤمنین " .
- " خیلی معذرت میخواهم ، از امروز دیگر
نمیتوانم از تو ، به عنوان مهمان ، پذیرایی كنم ، زیرا پیغمبر اكرم
فرموده است :
" هرگاه دعوایی نزد قاضی مطرح است ، قاضی حق ندارد یكی از متخاصمین
را ضیافت كند ، مگر آنكه هر دو طرف با هم در مهمانی حاضر باشند " ( 1
) .
پاورقی :
. 1 وسائل ، جلد 3 ، صفحه . 395
منبع:http://talayedar1.mihanblog.com/ طلایه دار1
پیراهنی برای پیغمبر بخرد . رفت و پیراهنی به دوازده در هم خرید و آورد
. رسول اكرم پرسید :
" این را به چه مبلغ خریدی ؟ "
- " به دوازده درهم " .
- " این را چندان دوست ندارم ، پیراهنی ارزانتر از این میخواهم ، آیا
فروشنده حاضر است پس بگیرد ؟ "
- " نمی دانم یا رسول الله " .
- " برو ببین حاضر میشود پس بگیرد ؟ "
علی پیراهن را با خود برداشت و به بازار برگشت . به فروشنده فرمود :- " پیغمبر خدا ، پیراهنی ارزانتر از این میخواهد ، آیا حاضری پول ما
را بدهی و این پیراهن را پس بگیری ؟ "
فروشنده قبول كرد و علی پول را گرفت و نزد پیغمبر آورد . آنگاه رسول
اكرم و علی با هم به طرف بازار راه افتادند ، در بین راه چشم پیغمبر به
كنیزكی افتاد كه گریه میكرد . پیغمبر نزدیك رفت و از كنیزك پرسید :
" چرا گریه میكنی ؟ "
- " اهل خانه به من چهار درهم دادند و مرا برای خرید به بازار
فرستادند ، نمیدانم چطور شد پولها گم شد . اكنون جرئت نمیكنم به خانه
برگردم " .
رسول اكرم چهار درهم از آن دوازده درهم را به كنیزك داد و فرمود : -
" هر چه میخواستی بخری ، بخر ، و به خانه برگرد " . و خودش به طرف
بازار رفت و جامهای به چهار درهم خرید و پوشید .
در مراجعت برهنهای را دید ، جامه را از تن كند و به او داد . دو مرتبه
به بازار رفت وجامهای دیگر به چهارده درهم خرید و پوشید و به طرف خانه راه افتاد .
در بین راه باز همان كنیزك را دید كه حیران و نگران و اندوهناك نشسته
است ، فرمود :
- " چرا به خانه نرفتی ؟ "
- " یا رسول الله خیلی دیر شده میترسم مرا بزنند كه چرا این قدر دیر
كردی " .
- " بیا با هم برویم ، خانه تان را به من نشان بده ، من وساطت میكنم
كه مزاحم تو نشوند " .
رسول اكرم به اتفاق كنیزك راه افتاد . همینكه به پشت در خانه رسیدند
كنیزك گفت : " همین خانه است " رسول اكرم از پشت در با آواز بلند
گفت :
" ای اهل خانه سلام علیكم " .
جوابی شنیده نشد . بار دوم سلام كرد ، جوابی نیامد . سومین بار سلام كرد
، جواب دادند . " السلام علیك یا رسول الله و رحمه الله و بركاته " .
- " چرا اول جواب ندادید ؟ آیا آواز مرا نمیشنیدید ؟ "
" چرا همان اول شنیدیم و تشخیص دادیم كه شمائید . "
- " پس علت تأخیر چه بود ؟ "
- " یا رسول الله خوشمان میآمد سلام شما را مكرر بشنویم ، سلام شما برای
خانه ما فیض و بركت و سلامت است " .
- " این كنیزك شما دیر كرده ، من اینجا آمدم از شما خواهش كنم او را
مؤاخذه نكنید " .
- " یا رسول الله به خاطر مقدم گرامی شما ، این كنیز از همین ساعت
آزاد است .
" پیامبر گفت : " خدا را شكر ، چه دوازده درهم پر بركتی بود ، دو
برهنه را پوشانید و یك برده را آزاد كرد " ( 1 ) .
پاورقی :
. 1 بحارالانوار ، جلد 6 ، باب - " مكارم اخلاقه و سیره و سننه " .
اساسا اهمیت اربعین در آن است كه در این روز، با تدبیر الهی خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله)، یاد نهضت حسینی برای همیشه جاودانه شد و این كار پایهگذاری گردید. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلی، در حوادث گوناگون ـ از قبیل شهادت حسین بن علی(علیهماالسلام) در عاشورا ـ به حفظ یاد و آثار شهادت كمر نبندند، نسلهای بعد، از دستاورد شهادت استفادهی زیادی نخواهند برد.
متن زیر بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در بین اقشار مختلف مردم در سالهای مختلف به مناسبت اربعین حسینی است . حضرت آیة الله خامنهای در این گفتار به تبیین مأموریت مهم خاندان سیدالشهدا (علیهالسلام) پس از واقعه عاشورا پرداخته و تأکید میکنند مهمترین درس اربعین، زنده نگهداشتن یاد و حقیقت شهادت است.
یاد حقیقت و خاطرهى شهادت
به همان اندازه كه مجاهدت حسینبنعلى(علیهماالسلا م) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نیز مجاهدت زینب(علیهاالسلام) و مجاهدت امام سجاد(علیهالسلام) و بقیهى بزرگواران، دشوار بود. البته صحنهی آنها، صحنهى نظامى نبود؛ بلكه تبلیغى و فرهنگى بود. ما به این نكتهها باید توجه كنیم. درسى كه اربعین به ما مىدهد، این است كه باید یاد حقیقت و خاطرهى شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت. شما ببینید از اول انقلاب تا امروز، تبلیغات علیه انقلاب و امام و اسلام و این ملت، چه قدر پرحجم بوده است. چه تبلیغات و طوفانى كه علیه جنگ به راه نیفتاد جنگى كه دفاع و حراست از اسلام و میهن و حیثیت و شرف مردم بود. ببینید دشمنان علیه شهداى عزیزى كه جانشان - یعنى بزرگترین سرمایهشان - را برداشتند و رفتند در راه خدا نثار نمودند، چه كردند و مستقیم و غیرمستقیم، با رادیوها و روزنامهها و مجلهها و كتابهایى كه منتشر مىكردند، در ذهن آدمهاى سادهلوح در همه جاى دنیا، چه تلقینى توانستند بكنند. اگر در مقابل این تبلیغات، تبلیغات حق نبود و نباشد و اگر آگاهى ملت ایران و گویندگان و نویسندگان و هنرمندان، در خدمت حقیقتى كه در این كشور وجود دارد، قرار نگیرد، دشمن در میدان تبلیغات غالب خواهد شد. میدان تبلیغات، میدان بسیار عظیم و خطرناكى است. (29/6/68)
اهمیت اربعین
- اساسا اهمیت اربعین در آن است كه در این روز، با تدبیر الهی خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله)، یاد نهضت حسینی برای همیشه جاودانه شد و این كار پایهگذاری گردید. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلی، در حوادث گوناگون ـ از قبیل شهادت حسین بن علی(علیهماالسلام) در عاشورا ـ به حفظ یاد و آثار شهادت كمر نبندند، نسلهای بعد، از دستاورد شهادت استفادهی زیادی نخواهند برد.(29/6/68)
- درست است كه خدای متعال، شهدا را در همین دنیا هم زنده نگه میدارد و شهید به طور قهری در تاریخ و یاد مردم ماندگار است؛ اما ابزار طبیعییی كه خدای متعال برای این كار ـ مثل همهی كارها ـ قرار داده است، همین چیزی است كه در اختیار و ارادهی ماست. ما هستیم كه با تصمیم درست و بجا، میتوانیم یاد شهدا و خاطره و فلسفهی شهادت را احیا كنیم و زنده نگهداریم. (29/6/68)
اساسا اهمیت اربعین در آن است كه در این روز، با تدبیر الهی خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله)، یاد نهضت حسینی برای همیشه جاودانه شد و این كار پایهگذاری گردید.
نقش امام سجاد و حضرت زینب(علیهماالسلام)
- اگر زینب كبری(سلاماللهعلیها) و امام سجاد(صلواتاللهعلیه) در طول آن روزهای اسارت - چه در همان عصر عاشورا در كربلا و چه در روزهای بعد در راه شام و كوفه و خود شهر شام و بعد از آن در زیارت كربلا و بعد عزیمت به مدینه و سپس در طول سالهای متمادی كه این بزرگواران زنده ماندند ـ مجاهدات و تبیین و افشاگری نكرده بودند و حقیقت فلسفهی عاشورا و هدف حسین بن علی و ظلم دشمن را بیان نمیكردند، واقعهی عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقی نمیماند. (29/6/68)
- چرا امام صادق(علیه الصلاه والسلام) ـ طبق روایت ـ فرمودند كه هر كس یك بیت شعر درباره حادثه عاشورا بگوید و كسانی را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد كرد؟ چون تمام دستگاههای تبلیغاتی، برای منزوی كردن و در ظلمت نگهداشتن مسألهی عاشورا و كلاً مسئله اهلبیت، تجهیز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود. تبلیغ، اینگونه است. آن روزها هم مثل امروز، قدرتهای ظالم و ستمگر، حداكثر استفاده را از تبلیغات دروغ و مغرضانه و شیطنتآمیز میكردند. در چنین فضایی، مگر ممكن بود قضیهی عاشورا ـ كه با این عظمت در بیابانی در گوشهیی از دنیای اسلام اتفاق افتاده ـ با این تپش و نشاط باقی بماند؟ یقینا بدون آن تلاشها، از بین میرفت. (29/6/68)
تلاش بازماندگان امام حسین(علیهالسلام)
- آنچه این یاد را زنده كرد، تلاش بازماندگان حسین بن علی(علیهالسلام) بود. به همان اندازه كه مجاهدت حسین بن علی (علیهالسلام) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نیز مجاهدت زینب(علیهاالسلام) و مجاهدت امام سجاد(علیهالسلام) و بقیهی بزرگواران، دشوار بود. البته صحنه آنها، صحنهی نظامی نبود؛ بلكه تبلیغی و فرهنگی بود. ما به این نكتهها باید توجه كنیم. (29/6/68)
تبلیغات دستگاه جبار یزید
- دستگاه ظالم جبار یزیدی با تبلیغات خود، حسین بن علی(علیهماالسلام) را محكوم میساخت و وانمود میكرد كه حسینبنعلی(علیهماالس٠ ?ام) كسی بود كه بر ضد دستگاه عدل و حكومت اسلامی و برای دنیا قیام كرده است! بعضی هم، این تبلیغات دروغ را باور میكردند. بعد هم كه حسینبنعلی(علیهالسلا٠ ?)، با آن وضع عجیب و با آن شكل فجیع، به وسیلهی دژخیمان در صحرای كربلا به شهادت رسید، آن را یك غلبه و فتح وانمود میكردند! اما تبلیغات صحیح دستگاه امامت، تمام این بافتهها را عوض كرد. حق، اینگونه است. (29/6/68)
یا حسین، یا حسین، یا حسین!
در روز اربعین هم، بعد از آن روزهاى تلخ و آن شهادت عجیب، اولین زائران اباعبداللهالحسین (علیهالسلام) بر سر قبر امامِ معصومِ شهید جمع شدند. از جمله كسانى كه آن روز آمدند، یكى «جابر بن عبدالله انصارى» است و یكى «عطیة بن سعد عوفى» كه او هم از اصحاب امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است. جابر بن عبدالله از صحابه پیامبر و از اصحاب جنگ بدر است؛ آن روز هم علىالظّاهر مرد مسنّى بوده است؛ شاید حداقل شصت، هفتاد سال از سن او - بلكه بیشتر - مىگذشته است. اگر در جنگ بدر بوده، پس لابد قاعدتاً در آن وقت باید بیش از هفتاد سال سن داشته باشد؛ لیكن «عطیه» از اصحاب امیرالمؤمنین(علیهالسلام) است.
او آن وقت جوانتر بوده؛ چون تا زمان امام باقر هم «عطیة بن سعد عوفى» علىالظّاهر زندگى كرده است. «عطیه» مىگوید: وقتى به آنجا رسیدیم، خواستیم به طرف قبر برویم، اما این پیرمرد گفت اول دم شطّ فرات برویم و غسل كنیم. در شطّ فرات غسل كرد، سپس قطیفهاى به كمر پیچید و قطیفهاى هم بر دوش انداخت؛ مثل كسى كه مىخواهد خانهى خدا را طواف و زیارت كند، به طرف قبر امام حسین(علیهالسلام) رفت. ظاهراً او نابینا هم بوده است. مىگوید با هم رفتیم، تا نزدیك قبر امام حسین(علیهالسلام) رسیدیم. وقتى كه قبر را لمس كرد و شناخت، احساساتش به جوش آمد. این پیرمرد كه لابد حسینبنعلى(علیهالسلام) را بارها در آغوش پیامبر دیده بود، با صداى بلند سه مرتبه صدا زد: یا حسین، یا حسین، یا حسین!
هر كس یك بیت شعر درباره حادثه عاشورا بگوید و كسانی را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد كرد؟ چون تمام دستگاههای تبلیغاتی، برای منزوی كردن و در ظلمت نگهداشتن مسألهی عاشورا و كلاً مسئله اهلبیت، تجهیز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود.
واقعهى جوشان، زنده و مشتعل عاشورا
اساساً اهمیت اربعین در آن است كه در این روز، با تدبیر الهى خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله)، یاد نهضت حسینى براى همیشه جاودانه شد و این كار پایهگذارى گردید. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلى، در حوادث گوناگون - از قبیل شهادت حسینبنعلى(علیهالسلام) در عاشورا - به حفظ یاد و آثار شهادت كمر نبندند، نسلهاى بعد، از دستاورد شهادت استفاده زیادى نخواهند برد... اگر زینب كبرى (سلاماللهعلیها) و امام سجّاد(صلواتاللهعلیه) در طول آن روزهاى اسارت - چه در همان عصر عاشورا در كربلا و چه در روزهاى بعد در راه شام و كوفه و خود شهر شام و بعد از آن در زیارت كربلا و بعد عزیمت به مدینه و سپس در طول سالهاى متمادى كه این بزرگواران زنده ماندند - مجاهدات و تبیین و افشاگرى نكرده بودند و حقیقت فلسفهى عاشورا و هدف حسینبنعلى و ظلم دشمن را بیان نمىكردند، واقعهى عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقى نمىماند. (خطبههاى نماز جمعه تهران 14/3/78)
اولین شكوفههاى عاشورایى
اربعین هم خود یك فروردین دیگر است. اولین شكوفههاى عاشورایى در اربعین شكفته شد. اولین جوششهاى چشمهى جوشان محبت حسینى - كه شطّ همیشه جارى زیارت را در طول این قرنها به راه انداخته است - در اربعین پدید آمد. مغناطیس پُرجاذبهى حسینى، اولین دلها را در اربعین به سوى خود جذب كرد؛ رفتن جابر بن عبدالله و عطیّه به زیارت امام حسین(علیهالسلام) در روز اربعین، سرآغاز حركت پُربركتى بود كه در طول قرنها تا امروز، پیوسته و پىدرپى این حركت پُرشكوهتر، پُرجاذبهتر و پُرشورتر شده است و نام و یاد عاشورا را روز به روز در دنیا زندهتر كرده است.
(پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب 1/1/85)

سرود و شعر و اشعارم امام خامنه ای است
گل همیشه بهارم امام خامنه ای است
پس از خدا و رسول وائمه اطهار(ع)
تمام دار و ندارم امام خامنه ای است
گر حنجره های سابقون خاموش است
خون جگر بسیجیان در جوش است
تا هست بسیج و امام خامنه ای
ای پیر جماران علمت بر دوش است
شکر لله شیعه ای نامی شدیم
اهل جمهوری اسلامی شدیم
از خمینی درس عشق آموختیم
در تنور جنگ و جبهه سوختیم
بیعتـی کـردیم بـا سیـد علی
راه حـق در قول و فعلش منـجلی
ما عاشق کیش کربلایی هستیم
دلبسته آن روح خدایی هستیم
در فکر خطای خود بمیر ای دشمن
چون هنوز هم همه ولایی هستیم
« پرسش قبر » از مهمترین موضوعات این مبحث است که در بسیارى از روایات این باب، از آن سخن رفته است و در اهمیت این موضوع همین نکته بس که انکار کننده آن، شیعه اهل بیت (علیهم السّلام) نیست.
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «هر که سه چیز را انکار کند، شیعه ما نیست:
? – معراج ، ? - پرسش قبر ، ? – شفاعت ». (?)
از روایات استفاده مىشود که پرسشهاى قبر را دو فرشته به نامهاى نکیر و منکر انجام مىدهند:
پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «خداوند تعالى، دو فرشته به نامهاى نکیر و منکر، جهت پرسش به قبر مىفرستد». (?)
از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) پرسیدند: سیماى فرشتگان بازرس قبر چگونه است؟
رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «بسیار تندخو و زشتند؛ صدایشان همچو رعد غرّان و چشمانشان چون برق تابان است.
موهایشان (به گونهاى بلند است که از پشتشان آویزان و) به روى زمین کشیده مىشود؛ دندانهایشان (به گونهاى تیز است که وقتى آنها) را در زمین فرو کنند، گودالى پدیدار شود». (?)
امام کاظم(علیه السّلام) فرمود: «هنگام ورود مؤمن به قبر، بازرسان قبر(با احترام) او را نشانند و سؤالاتشان را پرسند (و چون پاسخ به نیکى شنوند) قبرش را تا چشم کار مىکند، بگشایند و از طعامهاى بهشتى برایش (ارمغان) آورند». (?)
حال این سؤال به ذهن مىرسد که آیا سیماى فرشتگان بازرس قبر، نسبت به نیکان و بدان یکسان است یا تفاوت دارد؟
براى پاسخ به این سؤال، به نکاتى چند اشاره مىشود:
الف - بازرسان قبر با این سیماى وحشتناک و هراسنده، فقط به سراغ بدکاران مىآیند و این دیدار نامیمون سزاى کمى از گناهان بزرگ آنهاست.
ب - سیماى بازرسان قبر نسبت به نیکوکاران بسیار زیبا و برخورد آنها همراه با مهربانى و محبت است.
ج - در برخى اخبار و ادعیه نیز بین بازرسان قبر، تفاوت گذاشته شده است؛ نسبت به بدکاران «نکیر و منکر» و نسبت به نیکوکاران «بشیر و مبشر» نامیده شدهاند. (?)
«نکیر و منکر» را بدین سبب نام نهادهاند که از منکران خدا، پیامبر، امام و... همچنین از انجام دهندگان منکرات و زشتىها سؤال مىکنند.
«بشیر و مبشر» را از این رو که بشارت دهنده و مژده آور براى اهل ایمان و نیکوکاران هستند، بدین اسم نام نهادهاند.
شایان ذکر است که گاهى از فرشتگان بشارت نیز، تعبیر به «نکیر و منکر» مىشود.
آزمونى سخت
پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «از خدا، پیامبر، دین و امام پرسیده مىشود». (?)
امام سجاد(علیه السّلام) فرمود: «دریغا! اى فرزند آدم! غافلى؛ اما خدایت از تو غافل نیست. مرگ، شتابان سراغت مىآید؛ تو را در مىیابد؛ آنگاه تک و تنها به خانه قبر خواهى رفت و فرشتگان پرسش براى آزمونى سخت، نزدت مىآیند و درباره پروردگار، پیامبر، دین، کتاب و امام از تو مىپرسند. سپس از شمار عمر و چگونگى گذراندن آن و بعد، از بهدست آوردن مال و چگونگى صرف آن خواهند پرسید». (?)
امام صادق(علیه السّلام) فرمود: «در قبر از پنج چیز(دیگر، نیز) پرسیده مىشود:
?-نماز، ?-زکات، ?-حج، ?-روزه، ?-دوستى اهل بیت(ع)». (?)
بنابراین، مهمترین سؤالات قبر -تا آنجا که ما یافتیم- به شرح زیر است:
? - معبودت که او را پرستش مىکردى، چه کسى بود؟
? - پیامبرت که بود؟
? - کتابش چه نام داشت؟
? - امامى که فرمانش را مىبردى، چه کسى بود؟
? - شمار عمرت چند است و آن را چگونه صرف کردى؟
? - مالت را از کجا آورده و در چه راهى صرف نمودى؟
? - آیا نمازت را بدرستى انجام دادى؟
? - زکات و خمس مالت را پرداختى؟
? - از عهده حج واجبت به نیکى برآمدى؟
?? - روزههاى واجبت را به جا آوردى؟
?? - آیا نسبت به اهلبیت(ع) محبت داشتى؟
غیر از موارد یاد شده، در روایتى آمده است: از دوستان شخص نیز سؤال مىکنند و چنین پرسند: با که دوست بودى؟ (?)
پاسخ به سؤالات بازرسان قبر، ارتباط مستقیم با اعمال و عقاید افراد دارد. آنان که در این جهان به نیکى از عهده این آزمون برآیند، با موفقیت این راه را پشت سر مىگذارند؛ اما کسانى که در دنیا با کولهبارى از گناه، راهى آن سرا شوند، در برابر آزمونى بسیار سخت قرار دارند. وقتى در آن خانه تنگ و تاریک قرار گیرند و با دو موجود وحشت آفرین وهولناک روبهرو شوند؛ چنان ترس و هراس بر آنان چیره گردد که تصورش را نتوان کرد.
به برخى از اشخاص در هنگام پاسخ، لکنت زبان دست مىدهد.
برخى گویند: در دنیا مىگفتند: خدایى هست، پیامبرى هست؛ ولى ما انکار مىکردیم.
گروهى ممکن است از شدت ترس و لرز به آن دو اشاره کنند و گویند: خدا و پیامبر، شمایید.
پس از آن، فرشتگان با گرز آتشین و عمود آهنین بر سرشان کوبند؛ طورى که از قبرهایشان آتش زبانه کشد!
شایان ذکر است که میزان پاسخگویى و مجازات، به میزان کردار شخص بستگى دارد. بنابراین -چنانکه در گفتار بعدى نیز خواهیم گفت- مجازات همگان یکسان نیست.
علم خدا و پرسش فرشتگان (??)
چرا در قبر پرسش مىشود؟ مگر خدا از کردار همه انسانها آگاه نیست؟
شکى نیست که پروردگار بىهمتا بر تمام کردارهاى آشکار و پنهانى همگان آگاه (??) و از رگ گردن به انسانها نزدیکتر است (??) و از اندیشههاى نفسانى نیز کاملاً آگاهى دارد. (??)
چون فهم این مطلب قدرى دقیق است، با بیان مثالى آن را توضیح مىدهیم: آموزگارى، پس از یک سال تدریس، همه شاگردان کلاس خود را مىشناسد؛ یا مىتواند بدون امتحان، عدهاى را قبول و برخى دیگر را مردود کند؟
تفاوت بین امتحان گرفتن و نگرفتن را در زیر نشان مىدهیم:
? - نفس امتحان گرفتن، سبب تلاش بیشتر مىشود واگر امتحان نباشد، حتى دانش آموزان زرنگ نیز تلاش و کوشش لازم را نمىکنند.
? - درست پاسخ دادن به سؤالات لذتآور است و بدون امتحان این لذت حاصل نمىشود.
? - بد پاسخ دادن به سؤالات رنجآور است و بدون امتحان این رنج حاصل نمىشود.
? - با آزمون، نمره و امتیاز دقیق هر کس مشخص مىگردد و بدون امتحان، مشخص نمىشود.
? - با امتحان گرفتن، هیچکس مدعى از بین رفتن حق خود نیست؛ اما بدون امتحان، قبول شدگان، طالب حق بیشترى هستند و مردودشدگان نیز اعتراض خواهند کرد.
بنابراین، نفس امتحان و پرسش قبر نیز انسانها را در دنیا به تلاش و کوشش بیشتر وادار مىکند؛ در حین امتحان، نیکوکاران از پاسخ دادن لذت و بدکاران رنج مىبرند. درجه و امتیاز هر کس براى خودش مشخص مىشود و همه شاهد عدالت الهى خواهند بود و هیچکس مدعى مرتبه برتر نخواهد شد.
متوسّطان ؛ مُستضعفان
امام باقر(علیه السّلام) فرمود: «در قبر پرسش نمىشود، مگر از کسانى که داراى ایمان یا کفر محض هستند». (??)
امام صادق(علیه السّلام) فرمود: «فقط از کسانى که داراى ایمان و کفر محض هستند، سؤال مىشود و دیگران به حال خود رها مىگردند». (??)
بنابراین، از غیر نیکان و بدان محض -که از آنان به متوسطان و مستضعفان تعبیر مىگردد- پرسش نمىشود.
علامه مجلسى؛ در اینباره مىگوید: «از مستضعفان و متوسطان که بین ایمان و کفر قرار دارند، سؤال نمىشود.» (??)
«متوسطان» کسانى هستند که توانایى اداى تکالیف خود را ندارند(مانند: ابلهان، دیوانگان و کودکان).
«مستضعفان» کسانى هستند که زیر سلطه فرهنگى قرار گرفته، لذا از تشخیص حق عاجزند و قادر به هجرت از دیار خود نیستند(مانند: کسانى که در محیط کفر زندگى مىکنند و دسترسى به جایى ندارند و نداى حیاتبخش آیین اسلام نیز بدیشان نرسیده است).
بنابراین، آن دسته از مستضعفان که دسترسى به آیین حق یا امکان هجرت از سرزمین خود را دارند، از عذاب جهان برزخى استثنا نشدهاند. آیه زیر نیز بر این مدعا دلالت دارد:
(اِنَّ الَّذینَ تَوفّاهُم الْمَلائکهُ ظالمِی اَنْفُسِهِم قالوا فیمَ کنتمْ قالوا کُنّا مُستضْعَفین فِی الاَرضِ قالوا اَلَمْ تَکُنْ اَرضُ اللَّهِ واسِعهً فَتُهاجِروا فیها فَاولئکَ مَأَویهم جَهَنَّمُ وَسائتْ مَصیراً) (??)
پس از مرگ، فرشتگان به انسانهاى بدکردار گویند: چرا در دنیا چنین مىکردید؟
گویند: ما، در زمین، مستضعف و ناتوان بودیم.
فرشتگان پاسخ دهند: آیا زمین خدا گسترده نبود؛ تا از آن وادى هجرت کنید؟
پس، جایگاه اینان، جهنم است که بسیار بد جایگاهى است.
دنباله آیه فوق، درباره مستضعفینى که مهاجرت و رسیدن به حق برایشان ممکن نیست، چنین مىگوید:
(اِلّا الْمُستَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَالنِّساءِ وَالْوِلدان لایَسْتَطیعُون حِیلَهً و لایَهْتَدُونَ سَبیلاً فأولئکَ عَسَى اللَّهُ اَنْ یَعْفُوَ عَنْهُم وَکانَ اللَّهُ عَفُوّاً غَفوراً) (??)
آن گروه از مردان، زنان و کودکان مستضعفى که گریز و چارهاى برایشان میسر نبود و راهى به نجات خود نمىیافتند، امیدوار به عفو و بخشش خدا باشند که خدا آمرزنده است و گناهانشان را مىبخشد.
معصومان؛ مُقرَّبان
الف - پیامبران و امامان(ع).
ب - دانشمندان پارسا و پیکارگران راه خدا(مجاهدان و شهیدان).
بنا به دلایل زیر از پیامبران و امامان معصوم(ع) پرسش و پاسخ پس از مرگ برداشته شده است:
? - آنان از برترین درجه ایمان و بالاترین مرتبه تقوا برخوردارند -تا جایى که از گناه و اشتباه به دور هستند- از این رو، خلافى انجام نمىدهند تا سزاوار پرسش و عذاب باشند.
? - آنان میزان عمل دیگران هستند و مقام و منزلتشان از بازرسان قبر برتر است؛ لذا پرسش از آنان -علاوه بر اینکه بیهوده به نظر مىرسد- گستاخى به مقام شامخ آن ستارگان پرفروغ انسانیت است.
? - آنان از پیش، امتحان خود را به نیکوترین وجه ممکن در دنیا پس دادهاند -که شایستگى به دست آوردن این منصب بزرگ را یافتند- از این رو، امتحان دوباره درباره آنان بىمورد است.
? - از طرفى دور از عقل است که از پیامبران و امامان پرسیده شود که پیامبرت کیست؟ امامت کیست؟ یا از آنان که خود سرمشق و اسوه دیندارى براى انسانها هستند، بپرسند: دینت چیست؟ یا از آنان که خود از طرف خدا بدین افتخار دست یافتهاند، بپرسند: خدایت کیست؟
غیر از معصومان عدهاى دیگر نیز از پرسش قبر مستثنا هستند که به دلیل روایت زیر از آنها به «مقربان» تعبیر مىشود:
قال رسول اللَّه (صلّی الله علیه و آله و سلّم) : «اَقْرَبُ النَّاسِ مِنْ دَرَجَهِ النَّبُوّهِ اَهْلُ الْعِلْمِ وَالْجِهادِ» (??)
مقربترین انسانها به درجه پیامبرى، عبارتند از: دانشمندان پارسا و پیکارگران راه خدا.
بیشترِ دلایلى که در برداشتن پرسش و پاسخ از معصومان بیان شد، نسبت به دانشمندان پارساى امت اسلامى نیز صادق است. اینان بهترین رهروان راه انبیا مىباشند و چون در دوران ختم نبوت(پایان پیامبرى) قرار دارند، تمام وظایف سنگین پیامبران بر دوش آنهاست، به گونهاى که مقام برخى از دانشمندان پارساى این امت از مقام پیامبران بنىاسرائیل نیز برتر است.
به چند حدیث نبوى درباره مقام بزرگ علماى صالح بنگرید:
«دانشمندان، چراغهاى زمین، جانشینان انبیا و وارث پیامبران هستند». (??)
«مرکّب قلم دانشمندان، در روز قیامت بر خون شهیدان برترى دارد». (??)
«مقام عالِم، از پیامبر یک درجه کمتر و از شهید یک درجه برتر است». (??)
پس از دانشمندان پارسا، شهیدان و مجاهدان، برترین مقام را در نزد خدا دارند و از پرسش و عذاب قبر در امانند.
به چند حدیث نبوى در اینباره توجه فرمایید:
«مجاهدى که به پیشواز دشمن رود (و در این مسیر، چنان) استقامت ورزد تا کشته شود یا پیروز، پرسش قبر از او برداشته مىشود». (??)
پرسیده شد: چرا شهدا از پرسش قبر درامانند؟
فرمود: «شهید در زیر برق شمشیرى که بالاى سرش بود، آزمایش خود را پس داده (و پیشاپیش پاسخ پرسشها را داده است) و همین او را بس است!». (??)
پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «شهید، هفت خصلت دارد:
? - با چکیدن نخستین قطره خونش، گناهان او بخشیده و آمرزیده مىشود.
? - چون بر زمین غلطید، دو ماهروى بهشتى سرش را بر دامن گرفته و گرد و غبار از چهرهاش زدوده و بدوآفرین و خوشامد گویند.
? - جامهاش از تن برآورند و لباسهاى زیباى بهشتى بر او پوشند.
? - فرشتگان بهشتى نزدش آیند و گلبارانش کنند.
? - جایگاه او را در بهشت، نشانش دهند.
? - او را به بهشت برند و گویند: هر کجا(و نزد هر کس) مىخواهى، برو!
? - (مهمترین خصلت او این است که) شهید نظر مىکند به وجهاللَّه. (??)
امام خمینى(رحمت الله علیه) در سخنرانى ????/??/?? راجع به این حدیث چنین فرمود:
«... درباره شهید و فضل شهادت آن قدر از اولیاى اسلام، روایات وارد شده که انسان متحیر مىشود!
در روایتى از رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل شده است که: شهید هفت خصلت دارد: اولین قطره خونش که به زمین ریزد، تمام گناهانش آمرزیده مىشود؛ و مهمتر، آخرین خصلت اوست: شهید نظر مىکند به وجهاللَّه. شاید، نکته این باشد که حجابهاى بین ما و حق تعالى، منتهى به حجاب خود انسان مىشود. انسان خودش حجاب بزرگى است. اگر کسى این حجابها را در راه خدا داد، همه حجابها(خود و خودبینى) را شکسته و تقدیم کرده است.
او، براى خدا، جهاد و دفاع کرده و براى کشور خدا و آیین الهى هر چه داشته، در طبق اِخلاص گذاشته و تقدیم کرده است.
وقتى این حجاب برداشته شد، در عوض، خداى(تبارک و تعالى) بر آنها تجلى مىکند -چنانکه بر انبیا تجلى کرد- آنان همانند پیامبران، همه چیز را در راه خدا مىخواهند و خودى نمىبینند و در مقابل حقتعالى، براى خودشان، شخصیتى قائل نیستند... .
این روایت، انبیا را مقارن شهدا قرار داده و همان جلوهاى را که حقتعالى بر انبیا مىکند، بر شهدا هم مىنماید. شهید هم یَنْظُر اِلى وَجْهاللَّه؛ زیرا همانطور که انبیا حجابها را شکسته بودند، آنها نیز حجابها را شکسته و آخر منزلى که براى انبیا هست، شهدا نیز بر حسب حدود وجودى خودشان به این آخر منزل مىرسند». (??)
البته بعید نیست که دیگر پیروان راستین خط ولایت و امامت نیز در قبر مورد بازخواست قرار نگیرند و لطف و رحمت الهى نصیب آنان نیز شود.
امام صادق(علیه السّلام) فرمود: « هر کس از شما در مسیر ما باشد و بمیرد؛ شهید است ».
سؤال شد: اگر چه در بستر باشد؟
فرمود: « آرى. اگر در بستر هم بمیرد، نزد خدا زنده است و روزى داده مىشوند ». (??)
پی نوشت :
? . « بحار الانوار »، ج?، ص???:
« من أنکر ثلاثه اشیاء، فلیس من شیعتنا: المعراج، و المسأله فی القبر، و الشفاعه ».
? . «مدرک پیشین»، ص???:
« إن للَّه تعالى ملکین؛ یقال لهما: منکر و نکیر؛ ینزلان على المیت، فیسألانه...».
? . «مدرک پیشین»، ص ??? - ???:
«ملکان فظّان غلیظان؛ اصواتهما کالرعد القاصف، و ابصارهما کالبرق الخاطف! یطئان فی أشعارهما، و یحفران بأنیابهما! فیسألانک».
? . «مدرک پیشین»، ص???:
« فإذا اُدخل (المؤمن) قبره، أتاه منکر و نکیر؛ فیقعدانه و یقولان له: ... فیفسحان له فی قبره مدّ بصره؛ ویأتیانه بالطعام من الجنه...».
? . « اقبال »، ص???. « بحار »، ج??، ص???:
(به نقلِ « مصباح المنیر »، آیهاللَّه على مشکینى، ص???، انتشارات یاسر):
«و أمتنى مسرورا و مغفورا، و تولّ أنت نجاتی من البرزخ، و أدرعنى منکراً و نکیرا و أرِعینى مبشرا و بشیرا؛ واجعل لی إلى رضوانک و جنانک مصیرا، و عیشا قریرا، و ملکا کبیرا؛ وصل على محمد و آله کثیرا». بارالها! مرا شاد و آمرزیده بمیران؛ رهایى مرا از گفت و گوى برزخ عهدهدار شو؛ منکر و نکیر را از من بازگردان؛ بشیر و مبشر را به من بنمایان؛ مرا به سوى خشنودى و بهشت خود راهى بگشاى؛ حیاتى باکمال مطلوب که مایه روشنى چشم باشد، عطا کن؛ و بر محمد و خاندانش درود بىاندازه نثار فرماى. (خواندن این دعا، در هر روز از ماه رجب، بسیار سفارش شدهاست).
? . «بحار الانوار»، ج?، ص???:
«... یسألانه: عن ربه و نبیه و دینه و امامه».
? . « امالى الصدوق »، ص???. «بحار»، ج?، ص??? - ???. « لئالى الاخبار »، ج?، ص???:
«ابن آدم! إن أجلک أسرع شیء إلیک،... أول ما یسألانک عن ربک الذى کنت تعبده، و عن نبیک الذی أرسل إلیک، و عن دینک الذی کنت تدین به، و عن کتابک الذى کنت تتلوه، و عن إمامک الذى کنت تتولاه؛ ثم عن عمرک فیما أفنیته؟ ومالک من أین اکتسبته و فیما اتلفته؟».
? . « الکافى »، ج?، ص???. « بحار »، ج?، ص??? - ???:
« یسأل المیت فی قبره عن خمس: عن صلاته و زکاته و حجه و صیامه و ولایته و إیانا أهل البیت ».
? . « بحار الانوار »، ج?، ص???.
?? . موضوع این بحث برگرفته از کتاب معاد شهید دستغیب است؛ ولى نظم، در عبارات و شیوه نگارش از نگارنده است.
?? . شورى (??) آیه ??: (انه بکل شیء علیم).
?? . ق (??) آیه ??: (نحن اقرب الیه من حبل الورید).
?? . ق (??) آیه ??: (و نعلم ماتوسوس به نفسه).
?? . «الکافى»، ج?، ص???. (نقل از: «بحار»، ج?، ص???):
«إنما یسأل فی قبره من محض الایمان محضاً؛ اومحض الکفر محضاً...».
?? . «مدرک پیشین». « المحجه البیضاء »، ج?، ص???:
« لایسأل فی القبر إلا من محض الایمان محضاً؛ أومحض الکفر محضاً و الآخرون یلهون عنهم ».
?? . «بحار الانوار»، ج?، ص???:
« إنه لایسأل عن المستضعفین و المتوسطین بین الإیمان و الکفر ».
?? . نساء (?) آیه ??.
?? . نساء (?) آیه ?? - ??.
?? . «المحجه البیضاء»، ج?، ص??. «میزان الحکمه»، ج?، ص???.
?? . «کنزالعمال»، ج??، ص???، الهندى، مؤسسه الرساله. «میزان الحکمه»، ج?، ص???:
«العلماء مصابیح الارض، و خلفاء الانبیاء و ورثه الانبیاء».
?? . «مدرک پیشین»، ص???:
«یوزن یوم القیامه مداد العلماء و دم الشهداء؛ فیرجّح علیهم مداد العلماء على دم الشهداء».
?? . «مجمع البیان»، ج?، ص???. «میزان الحکمه»، ج?، ص???:
«فضل العالم على الشهید درجه... و فضل النبی على العالم درجه».
?? - «کنز العمال»، ج?، ص???. (به نقلِ «میزان الحکمه»، ج?، ص???):
«من لقی العدو، فصبر حتى یقتل او یغلب؛ لم یفتن فی قبره».
?? . «مدرک پیشین»، ص???:
ما بالُ المؤمنین یفتنون فی قبورهم إلا الشهید!؟
فقال رسول اللَّه: «کفى ببارقه السیوف على رأسه فتنه».
?? . «وسایل الشیعه»، الشیخ الحر العاملى، ج??، ص??، داراحیاهء التراث العربی:
قال رسول اللَّه: «للشهید سبع خصال من اللَّه: الأوّلُ: قطره من دمه، مغفور له کل ذنب. و الثانیه: یقع رأسه فی حجر زوجتیه من الحورالعین؛ و تمسحان الغبار عن وجهه؛ و تقولان: مرحبابک؛ و یقول هو مثل ذلک لهما.
و الثالثه: یکسى من کسوه الجنَّه. و الرابعه: تبتدره خزنه الجنه بکل ریح طیّبه أیّهم یأخذه معه. و الخامسه: ان یرى منزله. و السادسه: یقال لروحه اسرح فی الجنه حیث شئت. و السابعه: ان ینظر فی وجه اللَّه و إنها لراحه لکل نبی و شهید».
?? . «صحیفه نور»، ج??، ص??? - ???، وزارت ارشاد اسلامى.
?? . «المحاسن»، خالدالبرقى، ص???، دارالکتب الاسلامیه. «بحار»، ج?، ص???. «لئالى الاخبار»، ج?، ص???: «یا ابامحمد! إن المیت منکم على هذا الامر شهید!» قلت: و إن مات على فراشه؟ قال: «و إن مات على فراشه، حی عند ربه یرزقون».

آخِرُالزَّمان، اصطلاحی که در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا دیده می شود و در ادیان ابراهیمی اهمیت و برجستگی ویژه ای دارد. باورهای مربوط به آخرالزمان، بخشی از مجموعه عقیده هایی است که به پایان این جهان و پیدایش جهان دیگر مربوط می شود و ادیان بزرگ درباره آن پیشگویی هایی کرده اند.
و امّا آخرالزمان در آیین اسلام؛
این اصطلاح، در کتاب های حدیث و تفسیر در دو معنی به کار رفته است: نخست، همه آن قسمت از زمان که بنا بر عقیده مسلمانان، دوران نبوت پیامبراسلام است و از آغاز نبوت پیامبر تا وقوع قیامت را شامل می شود. دوم، فقط آخرین بخش از دوران یاد شده که در آن مهدی موعود ظهور می کند و تحولات عظیمی در عالم واقع می شود. انصاف حضرت محمد (ص) به پیامبر آخرالزمان در میان مسلمانان، با این دو مطلب ارتباط دارد: نخست اینکه پیامبر اسلام، خاتم پیامبران است و شریعت وی به دلیل کامل بودن، تا پایان این عالم اعتبار دارد و او پیامبر آخرین قسمت از زمان است که به قیامت می پیوندد؛ دیگر اینکه در نخستین سده های اسلام، حداقل تصور عده ای از مسلمان چنین بود که قیام قیامت نزدیک است و ظهور پیامبر اسلام در عصری واقع شده که به قیامت متصل است.
در فرهنگ عامه مسلمانان خاصه شیعه، اصطلاح آخرالزمان حکایت از عصری می کند که مهدی موعود در آن ظهور می کند و تحولات ویژ ه ای در جهان رخ می دهد. در روایت های مسلمانان، برای این عصر مشخصه های ویژه ای (به نام نشانه های آخرالزمان) نقل شده است.
از مجموع روایت هایی که در کتاب های حدیث، تفسیر و تاریخ درباره عصر ظهور مهدی موعود نقل شده است، دو مطلب درباره ویژگی های آخرالزمان ـ به معنی عصر مهدی موعود ـ به صورت تواتر معنوی به دست می آید. اول اینکه در این عصر، پیش از ظهور مهدی موعود، فساد اخلاقی و بیداد و ستم همه جوامع بشری را فرامی گیرد و به صورت عام ترین پدیده در روابط انسان ها درمی آید. دیگر اینکه پس از ظهور مهدی، تحول عظیمی در جوامع رخ می دهد، فساد و ستم از میان می رود و توحید و عدل و رشد کامل عقلی و عملی در سراسر زندگی انسان ها جریان می یابد. معروف ترین حدیث که با عبارت های گوناگون نقل شده است، نشانه اصلی دوران حکومت مهدی در آخرالزمان را، بال گستردن داد بر سراسر جهان یاد می کند: خداوند جهان را که از بیداد و تباهی آکنده شده است، به وسیله او از قسط و عدل پر می سازد (ابن ماجه، ج 2 ، ص 1336؛ مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 266). برخی، مجموعه مشخصه ها و نشانه های آخرالزمان را که مربوط به عصر مهدی موعود می شود و در حدیث ها پیشگویی شده است، چنین تفسیر کرده اند: پیروزی نهایی صلاح و عدالت و آزادی، حکومت جهانی واحد، آبادانی تمام زمین، بلوغ بشریت به خردمندی کامل و آزادی از جبرهای طبیعی و اجتماعی، برقراری مساوات کامل میان انسان ها در امر ثروت، از میان رفتن کامل مفاسد اخلاقی، منتفی شدن جنگ و در نهایت ، سازگاری انسان و طبیعت (مطهری، 60).
در نظر عده ای از مفسران متأخر مسلمان، افزون بر روایات هایی که از آن سخن گفته شد، در قرآن آیه هایی هست که به آینده جوامع انسانی نظر دارد و دربارة حکومت توحید و عدل در آینده زندگی انسان مطالبی بیان می کند. اینان معتقدند که آیه های مربوط به جانشینی انسان در زمین، فرمانروا شدن نیکوکاران زمین (وراثت صالحان) و پیروزی حق بر باطل با وجود جولان همیشگی باطل، آیه هایی هستند که سرنوشت آینده بشریت را پیش گویی می کنند و مستقیماً به مسئله آخرالزمان مربوط می شوند. محمدرشید رضا (9/80)، محمدحسین طباطبایی (14/330) و سید قطب (5/3001،3002) به ترتیب در ذیل آیات 128 از سوره 7 (اعراف)، 105 از سورة 21 (انبیاء) و 171 و 172 از سوره 37 (صافات) قرآن، این عقیده را توضیح داده اند.
اینان، آیه ها و روایت های مربوط به تحولات آخرالزمان را بیان کننده نوعی فلسفه تاریخ می دانند. این مفسران که از روحیه خاص عصر ما، یعنی جست وجوی نوعی فلسفه برای تاریخ انسان متأثرند، در صدد کشف فلسفه تاریخ از دیدگاه اسلام برآمده اند و آن را در این آیه ها و امثال آن یافته اند. در نظر اینان، تحولات آخرالزمان که در روایت بیان شده است، چیزی جز آینده طبیعی جامعه انسانی نیست. عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شکوفایی تکامل اجتماعی و طبیعی نوع انسان. چنین آینده ای امری است محتوم و مسلمانان باید انتظار آن را بکشند.
در پاسخ این سؤال می گوییم:
اولاً: در روایات مختلف برای یاران و اصحاب خاص حضرت مهدی علیه السلام صفات و خصوصیات ویژه ای ذکر شده که باید در 313 نفر موجود باشد، و ما به برخی از آن صفات قبلاً اشاره کردیم.
ثانیاً: همان گونه که در جای خود اشاره کرده ایم، از مجموعه ی احادیث استفاده می شود که حضرت دو دسته یار و یاور بعد از ظهور دارند: یکی یاوران خاص که 313 نفرند و دسته ی دیگر یاوران عام که ده هزار نفرند و باید این تعداد جمعیت نیز آماده شود.
ثالثاً: فراهم شدن 313 نفر از یاران خاص حضرت علت تامّه برای ظهور حضرت نیست، بلکه یکی از شرایط تحقق ظهور است، حضرت با کمک این تعداد افراد حکومت عدل گستر جهانی را پیاده خواهد کرد، اما اینکه آیا فراهم شدن این تعداد نفر علت تامه ی ظهور است؟ خیر، بلکه علل و عوامل و شرایط دیگری از جمله فراهم شدن زمینه ی لازم و مساعد برای حکومت حضرت نیز لازم است.
حبیببنمظاهر از صحابه پیامبراکرم (ص) و از خواص اصحاب امیرالمومنان (ع) به شمار میرفت . او جایگاه خاصی نزد حضرت ابی عبدا... داشت و بدین دلیل آن حضرت در روز عاشورا هنگام آراستن صفوف لشکر ، حبیب را در طرف چپ اصحاب خود گماشت. او سخت به نبرد با دشمن پرداخت تا اینکه شخصی از بنیتمیم به نام بَدیلبنصدیم ، بر آن جناب حمله کرد و شمشیر بر سر مبارکش زد . در این زمان شخصی دیگر از بنی تمیم ، با نیزه بر آن بزرگوار زد و او را به زمین افکند . حبیب خواست برخیزد که حصین بن تمیم سر مبارکش را از تن جدا کرد و او به فیض والای شهادت رسید .
انس بن حارث کاهلی
انس از بزرگان صحابه است که رسول خدا (ص) را درک کرده و حدیث آن حضرت را شنیده است . انس در روز عاشورا و در حالی که پیر مردی کهنسال بود از امام حسین (ع) اجازه میدان گرفت و عازم جهاد شد و پس از رجز خوانی به دشمن حمله کرد و هجده نفر را به خاک هلاکت انداخت و آن گاه خود شهید شد . نام او در زیارت ناحیه انس بن حارث وارد شده است : «السلام علی انس بنکاهل الاسدی »
حرّ بن یزید ریاحی
حرّ ریاحی از بزرگان ، اشراف و از شخصیتهای برجسته کوفه بود . به همین سبب عبید ا... بن زیاد او را به فرماندهی هزار نفر جنگجو منصوب ساخت تا مانع ورود امام حسین (ع) به کوفه شوند . حرّ پس از آنکه رحمت الهی شامل حالش شد و به سپاه امام حسین (ع) پیوست ، همانند شیری غضبناک بر دشمن حمله کرد . مدتی بدین نحو جنگید تا اینکه جماعتی از لشکر عمر سعد بر او حمله آوردند و شهیدش کردند . وقتی امام حسین (ع) به نزد او آمد در مرثیهاش این ابیات را خواند :
« چه مرد نیکی بود حرّ از دودمان ریاح ، چه مرد نیکی بود حرّ به هنگام بارش نیزهها ، چه مرد نیکی بود که حسین را خواند و به او پیوست و جان خودش را در طبق اخلاص گذاشت . »
بُکیر بن حرّ بن یزید ریاحی
بکیر فرزند حرّ بن یزید ریاحی همراه با پدرش بر قوم ستمگر حمله کردند و با آنها جهاد نمودند .آن جوان سعادتمند پس از اجازه نبرد از امام حسین (ع) وارد کار زار شد و پس از مبارزهای جانانه ، به درجه شهادت نایل آمد .
زُهیر بن قین
زهیر ، مردی شریف ، شجاع ، دلاور ، نامدار ، بزرگ مرد و اهل کوفه بود . به دلیل سلحشوری و شجاعت وی حضرت امام حسین(ع) در روز عاشورا به هنگام آراستن صفوف ، زهیر بن قین را بر جناح راست لشکر گماشت . زهیر قبل از ظهر عاشورا از امام اجازه جهاد گرفته و عازم میدان شده و به همراه حرّ به لشکر دشمن حمله کردند و با شجاعت و رشادت به جنگ پرداختند . در این نبرد حرّ به شهادت رسید ولی زهیر دوباره خدمت امام رسید و همراه با سعید حنفی در برابر حضرت سیدالشهدا ایستادند و خود را هدف تیر و نیزهها قرار دادند تا حضرت به همراه اصحاب ، نماز خویش را خواندند . پس از نماز که زهیر برای بار دوم عازم میدان جنگ شد پس از ساعتی مبارزه دلیرانه و به هلاکت رساندن عدهای از دشمنان به دست کثیر بن عبدا... شعبی و مهاجر بن اوس تمیمی به شهادت رسید
تبلیغات 
